... خُسر ...

کیبورد فرسایی های آبجی خانوم

... خُسر ...

کیبورد فرسایی های آبجی خانوم

... خُسر ...

پرسیدم کجا بودی؟
گفت رفته بودم پیش حاج آقا
من گمان کردم کسی از آقایان را دیده و مشغول بازی و صحبت شده
پرسیدم خب حاج آقا چی می‌گفت؟
گفت: «من دیدم حاج آقا یک کلاهی روی سرش دارد، به او گفتم این کلاه را مادرت برایت درست کرده؟ او هم گفت: بله، گفتم کلاهت را می‌دهی به من؟ گفت: این مال خودم است، لازمش دارم. برای تو یکی دیگر میخرم. من هم گفتم پس اگر میخواهی برای من بخری، صورتی اش را بخر...»
آنجا به این حرف‌های نهال خندیدم
وقتی برگشتیم خانه دوستانم تماس گرفتند و گفتند عکس های نهال در اینترنت منتشر شده که دارد با مقام معظم رهبری صحبت می‌کند و ایشان هم می‌خندند.
آنجا تازه فهمیدم که ماجرای کلاه صورتی جزئیات گفتگوی نهال با ایشان است.
عکس آقا را به نهال نشان دادم و گفتم از این حاج آقا کلاه صورتی خواستی؟ که تایید کرد و دوباره همان ماجرا را برایم تعریف کرد.

*

"اگر مجنون ...
... دل شوریده ای داشت

دل لیلی ...
... از او شوریده تـر بـــی"

تصویر: l1l.ir/751
متن: l1l.ir/7d7

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

۱۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «یا حیدر کرار» ثبت شده است

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

قالَ عیسَی ابْنُ مَرْیَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَیْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَکُونُ لَنا عیداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا وَ آیَةً مِنْکَ وَ ارْزُقْنا وَ أَنْتَ خَیْرُ الرَّازِقینَ

عیسی بن مریم گفت: خداوندا ، ای پروردگار ما ، برای ما از آسمان مائده ای پر از غذا فرو فرست که برای ما ، برای اولین و آخرین ما ، عیدی باشد و نشانه و معجزه ای از جانب تو و ما را روزی ده ، که تو بهترین روزی دهندگانی.

*سوره مائده ، آیه 114


عید در لغت از ماده عود به معنای بازگشت است. از این رو به روزهایی که مشکلات از قوم و جمعیتی برطرف می شود و به پیروزی ها و راحتی های نخستین بازگشت می کنند ، عید گفته می شود. در اعیاد اسلامی، به مناسبت این که در پرتو اطاعت ماه مبارک رمضان (عید فطر) یا انجام فریضه بزرگ حج (عید قربان)، صفا و پاکی فطری نخستین به روح و جان باز می گردد و آلودگی ها که بر خلاف فطرت است از میان می رود، عید گفته شده است. از آن رو که روز نزول مائده، روز بازگشت به پیروزی و پاکی ایمان به خدا بوده، حضرت مسیح علیه السلام آن را عید نامید و همان طور که در روایات وارد شده، نزول مائده در روز یکشنبه بود و شاید یکی از علل احترام روز یکشنبه در نطر مسیحیان نیز همین باشد. در حدیثی از امیرمومنین علی علیه السلام در اشاره به همین موضوع نقل شده است " هر روز که در آن معصیت خدا نشود عید است" ، چرا که روز ترک گناه ، روز پیروزی و پاکی و بازگشت به فطرت نخستین است. از آیه یک نکته دیگر نیز استفاده می شود که اگر در شرایطی رحمت عظیمی شامل حال امتی بشود، می توان آن روز را عید رسمی اعلام کرد، همچنان که حضرت مسیح علیه السلام روز نزول مائده را برای امت خود روز عید معرفی کرد تا پیروانش در هر سال آن روز را عید بگیرند. بنابراین روز ولادت پیامبر صلی الله علیه و آله یا بعثت او یا هر روزی که آن مائده معنوی و عظیم به سوی ملت فرود آمده باشد، می تواند روز عید باشد زیرا برکات این گونه روزها به مراتب بالاتر از نزول مائده آسمانی برای حواریون بود.

*قرآن حکیم به نقل از جلد پنجم تفسیر نمونه و جلد دوازدهم تفسیر موضوعی منشور جاوید


هر عید فطری، برای انسانِ مسلمانِ آگاهِ هوشیار، می‏ تواند یک روزِ عیدِ حقیقی باشد. روز شروعِ دوباره زندگی معنوی و روحی؛ مثل بهار برای گیاهان و درختان. انسانی که ممکن است در طول سال دچارِ انواع آلودگی ها و گناهان شود، و انسانی که بر اثر هوای نفس و خصلت ها و صفات زشت، خود را تدریجاً از ساحتِ رحمتِ الهی دور کرده است، هر سال از طرف پروردگار عالم از یک فرصت استثنایی برخوردار می ‏شود و آن فرصت، ماهِ مبارک رمضان است. در طول ماه رمضان، دل ها نرم می‏ شود، روح ها تلألؤ و درخشندگی پیدا می‏ کند، انسان ها آماده قدم نهادن در وادی رحمتِ خاصه الهی می‏ شوند و هر کس به قدر استعداد، همّت و تلاش خود، از ضیافت عظیم الهی برخوردار می‏ گردد. بعد از آن‏که این ماه مبارک به پایان رسید، روزِ شروعِ سال جدید، روز عید فطر است. یعنی روزی که انسان می‏ تواند با استفاده از دستاوردهای ماه رمضان، راه مستقیم الهی را پیش گیرد، و از کج ‏راهه‏ ها پرهیز کند.

*آقا در خطبه نماز عید سعید فطر ۱۳۷۳/۱۲/۱۱

به حق این روزى که براى مسلمانان عید قرارش دادى

اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم عجل لولیک الفرج


یَا مَنْ یَدْنُو إِلَى مَنْ دَنَا مِنْهُ‏ وَ یَا مَنْ یَدْعُو إِلَى نَفْسِهِ مَنْ أَدْبَرَ عَنْهُ‏ اسْمَعْ نَجْوَایَ وَ اسْتَجِبْ دُعَائِی وَ لاَ تَخْتِمْ یَوْمِی بِخَیْبَتِی وَ لاَ تَجْبَهْنِی بِالرَّدِّ فِی مَسْأَلَتِی‏

اى خداوندى که نزدیک مى‏ شوى به هر کس که به تو نزدیک گردد، و اى خداوندى که به نزد خود فرا مى ‏خوانى آن کس را که از تو روى گردانیده است. زمزمه مناجات مرا بشنو و دعاى مرا اجابت کن و امروز مرا با نومیدى من به پایان مرسان و در برابر خواسته‏ هایم دست رد به سینه من مزن.

*بخشی از دعای امام سجاد علیه اسلام در روز عید فطر (دعای 46 صحیفه سجادیه)*


پی نوشت :

عرض سلام و عرض تبریک عید سعید فطر

ان شاالله که حقیقتا شیرینی و حلاوت این عید رو از صمیم قلب و عمق جان بچشیم.

ممنونم و شرمنده از محبت هاتون در این چند روزی که نبودم. آنقدر در این چند روز و حتی در این چند ساعت خداوند مائده های نطلبیده و بی منت نصیبم کرده - نمونه اش همین آیه که در تقدیرم برای تلاوت در سحر عید فطر قرار گرفت - که نمیدونم چی بگم. امیدوارم مثل تعدادی از اون حواریون کفران نعمت نکنم. امیدوارم اینبار اگر چه از عهده شکرش برنمیام اما حداقل ناشکری نکنم. از همه شما بزرگواران عاجزانه میخوام که در این روز عزیز برام دعا کنید به ویژه برای عاقبت به خیر شدنم. تصمیم گرفتم شروعی دوباره داشته باشم و نوشتن رو در جای دیگه ای ادامه بدم. محبت و بزرگواری و همدلی هیچ کدام از بزرگواران رو در این دو سال فراموش نمیکنم و امیدوارم شما هم بدی های آبجی خانوم رو به بزرگواری خودتون ببخشید و حلال کنید. ان شاالله در روزهای آتی به شرط حیات آدرس جدید تقدیم دوستان میشه. احیانا کسی اگر از میان این هشتاد نود نفر از دوستان از قلم افتاد اعلام کنند تقدیم کنم تا کلیک هاشون رو به دیده منت قرار بدم.

باز هم از همگی متشکرم و از خداوند منان برای همه دوستان و بزرگواران آرزوی سلامتی و سعادت و سربلندی دارم.

فی امان الله

یا علی

۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۵ ، ۰۵:۵۷
آبجی خانوم (فاطمه ...)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ میثاقَ بَنی‏ إِسْرائیلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَیْ عَشَرَ نَقیباً وَ قالَ اللَّهُ إِنِّی مَعَکُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاةَ وَ آتَیْتُمُ الزَّکاةَ وَ آمَنْتُمْ بِرُسُلی‏ وَ عَزَّرْتُمُوهُمْ وَ أَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً لَأُکَفِّرَنَّ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ لَأُدْخِلَنَّکُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ فَمَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ مِنْکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبیلِ(12) فَبِما نَقْضِهِمْ میثاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِیَةً یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ نَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُکِّرُوا بِهِ وَ لا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلی‏ خائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلاَّ قَلیلاً مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ (13)

و همانا خداوند از بنی اسرائیل پیمان گرفت ، و از میان آنها دوازده نفر سرپرست و رئیس (برای دوازده قبیله) برانگیختیم. و خدا به آنها گفت: بی تردید من با شما هستم ، که اگر نماز را برپا دارید و زکات بدهید و به فرستادگانم (که در آینده برمی انگیزم) ایمان آورید و آنها را محترمانه یاری کنید و به خدا وامی نیکو دهید ( در راه خدا انفاق کنید ) ، حتما گناهان شما را می زدایم و شما را در بهشت هایی که از زیر (ساختمان ها و درختان) آنها نهرها جاری است درمی آورم. پس اگر کسی از شما پس از این کفر ورزد حقا که راه راست را گم کرده است.(12) پس آنها را به خاطر شکستنشان پیمان خود را لعنت کردیم و دل هایشان را سخت کردیم (به طوری که) سخنان (خدا) را از مواضع خود تحریف و جابه جا می کردند ، و سهمی به سزا از آنچه را (از علوم تورات و نشانه های نبوت پیامبر اسلام را) که بدان گوشزد شده بودند فراموش کردند ، و همواره از کارهای خائنانه آنها جز شمار اندکی از آنان آگاه می شوی ، پس (فعلا تا آن گاه که مأمور به جهاد شوی) از آنان درگذر و روی گردان ، که خداوند نیکان و نیکوکاران را دوست دارد.(13)

سوره مائده ، آیات 12-13


12 . نقیب کسی است که مسئولیت پیگیری امور و احوال گروهی را به عهده دارد. در ظاهر دوازده نقیبی که در این آیه به آنها اشاره شده، روسای اسباط (تیره های) دوازده گانه بنی اسرائیل هستند که هر یک از آنها بر یکی از آن اسباط ریاست داشتند و به منزله سرپرست آنها بودند. ( ر.ک به : بقره 60 و اعراف 160). نسبتی که این دوازده نقیب با آن دوازده تیره داشتند، مانند نسبتی است که اولوالامر ( امامان) با این امت دارند. در حقیقت آنها مرجع مردم در مسائل دنیایی و دینی بودند. البته به آنها وحی نمی شده و آنان نیز احکام الهی را تشریع نمی کردند. جالب توجه این که در روایات متعددی که از طرق اهل سنت درباره این آیه وارد شده، به خلفا و جانشینان دوازده گانه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله اشاره گردیده و ذکر کرده که عده آنها مساوی شمار نقبای بنی اسرائیل است. برای نمونه پیشوای معروف اهل تسنن "احمد بن حنبل" در مسند خود از "مسروق" چنین نقل می کند که می گوید: از عبدالله بن مسعود پرسیدم چند نفر بر این امت حکومت خواهند کرد؟ ابن مسعود در پاسخ گفت ما از پیامبر صلی الله علیه و آله همین سوال را کردیم و او پاسخ فرمود " دوازده نفر ، به عدد نقیبان بنی اسرائیل".

13 . کلمه قساوت به معنای سختی است و برای سنگ به کار می رود. به کار بردن این کلمه در مورد قلب، بیانگر نداشتن تواضع و خشوع در برابر حق و تاثیر ناپذیری در برابر مهربانی است. قرآن در موارد متعددی به قساوت قلب اشاره کرده و این آیه یکی از مجازات های یهودیان پیمان شکن را قساوت قلب ایشان برشمرده است. در آیه 16 سوره حدید آمده است:" آیا برای کسانی که ایمان آورده اند وقت آن نرسیده که دل هایشان برای خدا و برای آنچه از حق نازل شده فروتن و خاشع شود و مانند کسانی نباشند که پیش از آنها کتاب (آسمانی) به آنها داده شده بود، پس مدت (عمر خوشی زندگی) بر آنها طولانی شد و دل هایشان سخت گردید و بسیاری از آنها نافرمان بودند". در روایات نیز در مورد این بیماری مهلک روحی به شدت هشدار داده شده است. در روایتی از امام صادق علیه اسلام می خوانیم: خداوند متعال به موسی وحی فرستاد که "ای موسی ، از زیاد شدن اموال خوشحال مباش و یاد مرا در هیچ حال ترک مکن ، چرا که زیاد شدن مال غالبا موجب فراموش کردن گناهان می گردد و ترک یاد من موجب قساوت قلب می شود". در روایتی از امیرالمومنین نقل شده است : "اشک ها خشک نمی شود مگر به خاطر سختی دل ها و دل ها سخت و سنگین نمی شود مگر به خاطر فزونی گناه".

قرآن حکیم به نقل از جلد پنجم تفسیر المیزان و جلد چهارم و نوزدهم تفسیر نمونه


پی نوشت:

می گفت :" عاقل خو پا فوکه فهمه ، نادان خو گردنه اورسانه نفهمه" یعنی عاقل از کوبیدن پاش به جایی می فهمه که تاوان کدوم خطاش هست ولی نادان اگر گردنش هم جدا بشه باز نمیفهمه.

خدایا

بدیم ، عهد شکنیم ولی به بزرگیت قسم که ما رو به حال خودمون رها نکن

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۰ تیر ۹۵ ، ۰۵:۰۷
آبجی خانوم (فاطمه ...)

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


مَوْلایَ یَا مَوْلایَ

مولایم اى مولایم من،

أَنْتَ السُّلْطَانُ وَ أَنَا الْمُمْتَحَنُ

تو سلطانى و منم گرفتار آزمایش

وَ هَلْ یَرْحَمُ الْمُمْتَحَنَ إِلا السُّلْطَانُ

و آیه رحم کند به بنده گرفتار آزمایش جز سلطان؟ (1)


اَللّهُمَّ

معبود من

عَرِّفْنى نَفْسَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَکَ لَمْ اَعْرِف نَبِیَّکَ

خود را به من بشناسان، زیرا اگر خود را به من نشناسانى فرستاده ات را نشناخته ام

اَللّهُمَّ عَرِّفْنى رَسُولَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى رَسُولَکَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَکَ

خدایا فرستاده ات را به من بشناسان، زیرا اگر فرستاده ات را به من نشناسانى حجّتت را نشناخته ام

اَللّهُمَّ عَرِّفْنى حُجَّتَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دینى

خدایا حجّتت را به من بشناسان، زیرا اگر حجّتت را به من نشناسانى، از دین خود گمراه مى شوم(2)


السَّلامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ

سلام بر تو اى بجا مانده خدا در زمینش

السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مِیثَاقَ اللَّهِ الَّذِی أَخَذَهُ وَ وَکَّدَهُ

سلام بر تو اى پیمان خدا که آن را برگرفت و محکمش کرد

السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِی ضَمِنَهُ

سلام بر تو اى وعده خدا که آن را ضمانت نمود(3)


اللَّهُمَّ

معبود من

اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ [وَ الْمُمْتَثِلِینَ لِأَوَامِرِهِ ] وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْهِ

مرا، از یاران و مددکاران و دفاع کنندگان از او قرار ده، و از شتابندگان به سویش، در برآوردن خواسته هایش، و اطاعت کنندگان اوامرش، و مدافعان حضرتش، و پیش گیرندگان به جانب خواسته اش، و کشته شدگان در پیشگاهش.

اللَّهُمَّ إِنْ حَالَ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ الْمَوْتُ الَّذِی جَعَلْتَهُ عَلَى عِبَادِکَ حَتْماً مَقْضِیّاً ، فَأَخْرِجْنِی مِنْ قَبْرِی مُؤْتَزِراً کَفَنِی شَاهِراً سَیْفِی مُجَرِّداً قَنَاتِی مُلَبِّیاً دَعْوَةَ الدَّاعِی فِی الْحَاضِرِ وَ الْبَادِی

خدایا اگر بین من و او مرگى که بر بندگانت حتم و قطعى ساختى حائل شد، کفن پوشیده از قبر مرا بیرون آور، با شمشیر از نیام برکشیده، و نیزه برهنه، پاسخگو به دعوت آن دعوت کننده، در میان شهرنشین و بادیه نشین.

اللَّهُمَّ أَرِنِی الطَّلْعَةَ الرَّشِیدَةَ وَ الْغُرَّةَ الْحَمِیدَةَ وَ اکْحُلْ نَاظِرِی بِنَظْرَةٍ مِنِّی إِلَیْهِ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ وَ أَوْسِعْ مَنْهَجَهُ وَ اسْلُکْ بِی مَحَجَّتَهُ وَ أَنْفِذْ أَمْرَهُ وَ اشْدُدْ أَزْرَهُ وَ اعْمُرِ

خدایا آن جمال با رشادت، و پیشانى ستوده را به من بنمایان، و با نگاهى از من به او دیده ام را سرمه بنه، و در گشایش امرش شتاب کن، و درآمدنش را آسان گردان، و راهش را وسعت بخش، و مرا به راهش درآور، و فرمانش را نافذ کن و پشتش را محکم گردان(4)


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم بحق فاطمة الزهرا علیها سلام

پی نوشت:

1. بخشی از مناجات امیرالمومنین علیه السلام در مسجد کوفه

2. دعای زمان غیبت ، توصیه امام صادق علیه السلام به زراره

3. بخشی از زیارت آل یاسین ، توقیع حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

4. بخشی از دعای عهد ، توصیه امام صادق علیه السلام به شیعیان

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۵ ، ۰۳:۴۵
آبجی خانوم (فاطمه ...)

سروش محلاتی:
امام معصوم هم نمی‌تواند انقلابی بودن را به مردم تحمیل کند

.

.

.

به حساب خودشون در جلسه عمومی، جلوی حاج آقا استوانه نظام شیر میشن و طعنه میزنند به حضرت پدر . قیاس میکنند بین ولی فقیه و امام معصوم ولی راست میگن. اگه مردم شعور درک امام معصوم رو داشتند که نه دست اون نامرد روی صورت و بازوی دختر رسول خدا بلند میشد نه فرق مولا شکافته میشد نه سجاده از زیر پای کریم اهل بیت کشیده میشد نه سر سید الشهدا روی نیزه میرفت و نه هزار هزار داغ دیگه. نفاق و حب دنیای  خواص و عوام جایی برای انقلابی بودن نمیذاره ولو اینکه حتی شخص دختر رسول خدا بیاد تک به تک درب خانه مردم رو بزنه.

لعنة الله علی قوم الظالمین

پی نوشت:

1. + ظَهرت فیکُم حسکَةُ النفاقِ ، در شما خار و خاشاک نفـاق پیـدا شد

2. آن داستان عاشقانه رو باید زودتر بنویسم ...

۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۸:۱۳
آبجی خانوم (فاطمه ...)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَةِ الْقَدْر

وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ

لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ

تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ

سَلامٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ

به نام خداونده بخشنده و مهربان. ما قرآن را در شب قدر که امور جهان هستى در آن مقدر مى گردد ، بر تو فرو فرستادیم. و چه چیز تو را آگاه کرده است که شب قدر چیست و چه عظمتى دارد ؟ شب قدر براى عبادت خدا از هزار ماه بهتر است . در آن شب ، فرشتگان و روح به اذن پروردگارشان فرود مى آیند تا هر امرى را تدبیر کنند و آن را سامان دهند . آن شب تا دمیدن سپیده براى بندگانى که به خدا روى مى آورند شب سلامت و دریافت رحمت اوست .
سوره مبارکه قدر
پی نوشت :
* لیلة القدر، لیلة القدر، لیلة القدر یعنی چی؟ "اللیلة فاطمة و القدر الله . فمن عرف فاطمة ، فقد عرف لیلة القدر". آری امام صادق علیه السلام فرموده بود +شب ، فاطمه (سلام الله علیها) است . فاطمه ، فاطمه ، فاطمه . چه قدری دانستند ...

** علی (علیه السلام) بی تو چه کرد. بی تو فاطمه. یاد نهج البلاغه در دستان حضرت پدر می افتم. نهج البلاغه ام کجاست، میخواهم به یاد سالهای که علی گفت و این مردمان تنها داغ بر دلش نهادند +شقشقیه بخوانم. آه علی ، علی ، علی. ای منادی بگو بگو +تهدّمت واللَّه ارکان الهدی ، به خدا قسم پایه‌های هدایت ویران شد ...

*** ای مظلوم مقتدر ،ای معصوم ترین مظلوم ، ای مظلوم ترین معصوم . منادی بگو ، بگو که علی ستون هدایت بود. بگو. بگو که فردا سوال مردمان شام " مگر علی نماز می خواند " خواهد شد. بگو منادی، بگو . فردا که مرد کیسه نان و خرما به دوش، نیمه شب درد خانه مساکین را نزند، بیوه زنان کوفه خواهند فهمید مرد مهربان نیمه شب همان علی ای بود که لعنش می کردند. آه کوفه آه کوفه ، این یتیمان که ز اطعام علی سیر شدند، کربلا، گوشه گودال، همه شیر شدند ...

**** یک نفر از پسِ فرداهای تاریخ ندا میدهد علی از پشت نمیزند، از پشت نمیزند، نمیزند. مسلم بود، مسلم بود در پستوی خانه هانی، به علی اقتدا کرد. ای مرد که پینه بر پیشانی داری و شمشیر با نیت قربة الی الله به زهر کشیده ای ، این مرد علی ست ، همسر زهراست ، وصی رسول الله (صلی الله علیه و آله) ست ، قسیم النار و الجنه ست ... چه می گویم. گویا فراموش کردم +حکمیت بهانه ای بیش نبود، همه چیز از غدیر شروع شد. نه! نه! غدیر روز اتحاد کینه ها بود. همه چیز از "و اَنْذِر عشیرتک الاقربین" شروع شد ، از همان روز اول ...

***** اللهم عجل لولیک الفرج ، اللهم عجل لولیک الفرج ، اللهم عجل لولیک الفرج . خدایا نه حجتت را به ما ، بلکه ما را به حجتت برسان . آمین یا رب العالمین بحق فاطمة الزهرا

۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۵ تیر ۹۵ ، ۰۴:۰۹
آبجی خانوم (فاطمه ...)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

یَوْمَئِذٍ یَوَدُّ الَّذینَ کَفَرُوا وَ عَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّی بِهِمُ الْأَرْضُ وَ لا یَکْتُمُونَ اللَّهَ حَدیثاً

در آن روز کسانی که کفر ورزیده اند و از رسول نافرمانی کرده اند ، آرزو می کنند که: ای کاش با زمین یکسان می شدند. و از خدا هیچ سخنی را [که در دنیا درباره قرآن و پیامبر به باطل و ناروا می گفتند] پوشیده نمی توانند داشت.

سوره نساء ، آیه 42


معنای عصیان بر رسول، نافرمانی از دستورات رسول خداست ،دستوراتی که از مقام ولایت آن جناب صادر می شود و نافرمانی خدای تعالی دراحکام شریعت می باشد و (لو تسوی بهم الارض)  از مردن به معنای باطل الوجود شدن و هیچ و پوچ گشتن است ،نظیر جمله: «و یقول الکافر یا لیتنی کنت ترابا»(نبأ/40)، چون آنها در پیشگاه الهی حاضرند و اعمالشان درنزد خدا آشکار است ،همچنین گواهان اعمال و اعضای بدنشان و ملائکه و نبیین و غیر آنان همه برعلیه آنهاشهادت می دهند ،پس آرزو می کنند ای کاش نیست و نابود می شدند وامر خدا را نافرمانی نمی کردند ،و پیام او را کتمان نمی نمودند.
امیرالمؤمنین علیه ‏السلام در خطبه ‏ای که اوضاع وحشتناک روز قیامت را توصیف می‏کرد فرمود: آن روز بر دهن‏ ها مهر می‏زنند، دیگر کسی سخن نمی‏گوید، بلکه دستها به سخن در می آیند، پاها خود شهادت می‏دهند، پوست‏های بدن سخن می‏گویند، که در دنیا چه کردند، در نتیجه «لا یکتمون الله حدیثا» هیچ کس نمی‏تواند جریانی را از خدای تعالی پنهان بدارد.
ترجمه تفسیر المیزان


پی نوشت :

ترسناکه، خیلی هم ترسناکه.

عظمت یک رعد و برق رو نمیتونیم تحمل کنیم، وقایع قیامت و دفتر اعمال و حساب و کتاب به جای خود.

اما بیشتر از ترس، عاشقانه ست. مخلوق نافرمانی که بندگی و عاشقی نکرده دلش میخواد خاک میشد ولی پیش معبودش رسوا نمیشد.

انگار تازه فهمیده بساط عشق و عاشقی ای هم بوده ولی دیر فهمیده. کاش دیر نفهمیم . کاش تا وقت هست عاشقی کنیم. کاش رسوای عشق باشیم نه رسوای بی وفایی و سرکشی .

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۵ ، ۰۴:۴۵
آبجی خانوم (فاطمه ...)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّی لا أُضیعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی‏ بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذینَ هاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَ أُوذُوا فی‏ سَبیلی‏ وَ قاتَلُوا وَ قُتِلُوا لَأُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئاتِهِمْ وَ لَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ثَواباً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوابِ

پس پروردگارشان دعای آنان را اجابت کرد [که:] یقیناً من عمل هیچ عمل کننده ای از شما را از مرد یا زن که همه از یکدیگرند تباه نمی کنم پس کسانی که [برای خدا] هجرت کردند، و از خانه هایشان رانده شدند، و در راه من آزار دیدند، و جنگیدند و کشته شدند، قطعاً بدی هایشان را محو خواهم کرد و آنان را به بهشت هایی که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است، وارد می کنم [که] پاداشی است از سوی خدا و خداست که پاداش نیکو نزد اوست.

سوره آل عمران ، آیه 195


در روایات آمده است که این آیه درباره علی علیه السلام نازل شده است که فواطم - یعنی فاطمه بنت اسد: مادر خود، فاطمه: دختر رسول خدا که بعدا همسر امام شد و فاطمه دختر زبیر- را با خود حرکت داد و به سوی مدینه هجرت کرد و در مکانی به نام ضجنان، ام ایمن و چند نفر از مومنان ناتوان به آن جناب ملحق شدند و به اتفاق حرکت کردند، در حالی که در همه حالات ذکر خدا می گفتند تا به رسول خدا صلی الله علیه و آله ملحق شدند.

از این آیه روشن می شود که اگر در پاره ای از قوانین اسلام، به دلیل تفاوت های جسمی و عاطفی که میان زن و مرد وجود دارد، تفاوت هایی از نظر مسئولیت های اجتماعی دیده می شود، این به هیچ وجه به ارزش معنوی زن لطمه نمی زند و زن و مرد از این لحاظ با یکدیگر تفاوتی ندارند و درهای سعادت به طور یکسان به روی هر دو باز است.

باید توجه کرد که این آیه و آیات مشابه در عصری نازل شده است که بسیاری  از ملت های دنیا در انسان بودن جنس زن تردید داشتند و زن را موجودی نفرین شده و سر چشمه گناه و انحراف می دانستند. یونانیان زن را موجودی پلید و شیطانی می دانستند و رومی ها معتقد بودند که زن دارای روح انسانی نیست.

قرآن حکیم به نقل از تفسیر المیزان و تفسیر نمونه


در سال 586 میلادی، کنگره ای در فرانسه به وسیله کشیشان برگزار شد و موضوعات مورد بحث در آن این بود که آیا زن می تواند همانگونه که مرد خدا را عبادت می کند، عبادت کند؟ آیا زن در بهشت و ملکوت آخرت وارد می شود؟ آیا زن انسان و دارای روح است و یا غیر انسان؟ و در نهایت به این نتیجه رسیدند که زن انسان است، ولی برای خدمت به مرد خلق شده و فانی است و خلود و جاودانگی ندارد .
الحقوق العامه للمراة ، صلاح عبد الغنی محمد، ، ص 44
+
استادمون واقعه این کنگره رو مربوط به قرن هفتم میلادی ذکر میکردند که البته تفاوت چندانی هم ندارند. فقط دو نکته: اول اینکه منظور از فرانسه جهت تطبیق موقعیت مکانی با امروز اروپاست و دوم اینکه بعثت پیامبر خاتم (ص) در سال 610 میلادی رخ داده. برای آگاهی از نگاه ایرانیان در اون عصر نسبت به زنان میتونید به کتاب تاریخ ویل دورانت و یا برای سهولت به کتاب حجاب شهید مطهری که از تاریخ ویل دورانت نقل کردند مراجعه کنید.

پی نوشت:
فواطم ، فاطمه فاطمه فاطمه ...
۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۰ خرداد ۹۵ ، ۰۴:۴۵
آبجی خانوم (فاطمه ...)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

وَ لا یَحْزُنْکَ الَّذینَ یُسارِعُونَ فِی الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لَنْ یَضُرُّوا اللَّهَ شَیْئاً یُریدُ اللَّهُ أَلاَّ یَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِی الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ. إِنَّ الَّذینَ اشْتَرَوُا الْکُفْرَ بِالْإِیْمانِ لَنْ یَضُرُّوا اللَّهَ شَیْئاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ. وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ کَفَرُوا أَنَّما نُمْلی‏ لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلی‏ لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهینٌ

و مبادا آنان که در کفر میشتابند، تو را اندوهگین کنند، آنان هرگز به خدا هیچ زیانی نمیرسانند، خدا میخواهد [به سزای کفرشان] هیچ بهره ای در آخرت برای آنان قرار ندهد، و برای آنان عذابی بزرگ است.
مسلماً کسانی که کفر را به بهای از دست دادن ایمان خریدند، هرگز به خدا هیچ زیانی نمیرسانند، و برای آنان عذابی دردناک است.

و کسانی که کافر شدند، گمان نکنند مهلتی که به آنان میدهیم به سودشان خواهد بود، جز این نیست که مهلتشان میدهیم تا بر گناه خود بیفزایند، و برای آنان عذابی خوار کننده است.

سوره آل عمران ، آیات 176 -178

امیرالمومنین علیه السلام :

ای پسر آدم

اگر دیدی که خدای سبحان نعمتش را پی در پی به تو ارزانی می دارد و تو نافرمانی اش می کنی

از کیفر او بترس.

نهج البلاغه ، حکمت 25


+ وقتی دو آیه پشت سر هم با محتوای یکسان بیان میشه یعنی تاکید صریح و با شدت. خیلی قاطع و بی برو برگرد. به قول مولا : بترس.


پی نوشت :

سفره سحر و تکرار قرائت جزء یازده شبکه افق و تصویر جهاد و آیه "عزیز علیه" و آیه "حسبی الله" و ... و دوباره درد و درد و این درد قدیمی و دوباره صبر و صبر و صبر و خدایی که صبر رو مقدم کرد با آیه "استعینوا بالصبر والصلوة". خدایا صبر میکنم بر این درد. خودت گفتی کفایتم میکنی، پس کفایتم میکنی و چه کسی بهتر از تو، حسبی الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر.

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۵ ، ۰۴:۳۹
آبجی خانوم (فاطمه ...)

اگر پای درد دل زن حضرت نوح می نشستیم، چیا از شوهرش می گفت؟

بیایید یکم فکر کنیم

شاید می گفت: آبرومو تو درو همسایه برده! وسط بیابون داره کشتی می سازه! خب آخه این چه خداییه که عقلش نمی رسه وسط بیابون جای کشتی ساختن نیست! مردم هر وقت منو می بینن بهم می گن از شوهر دیوونت چه خبر! امروز خداش باهاش حرف تازه نزده! سر نمی تونم بلند کنم و ...

ببینید چقدر حرفهاشون منطقیه! ببینید ظاهرا چقدر حق داره که از این شوهر ناراحت باشه، برنجه و حتی متنفر باشه! اما اگر زاویه نگاهشو متفاوت می کرد، اونوقت جزء خوشبخت ترین زنان دنیا بود!

یادم باشد
قال امیرالمومنین علیه السلام :
لا یَصدُقُ إیمُان عَبدٍ حَتَّی یَکونَ بِما فی یَدِ اللهِ سُبحانَهُ أوثَقَ مِنهُ بِما فی یَدِهِ.
هیچکس در ادعاى ایمان، صادق نیست مگر اینکه به آنچه نزد خداست مطمئن تر باشد نسبت به آنچه نزد خودش است.
 نهج البلاغه ، حکمت 310
+ پای درس مادر محدثه خانم (بانوی ایرانی)
۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۵ ، ۰۰:۲۸
آبجی خانوم (فاطمه ...)

" به طرف میگن تو که روزه نمیگیری ، چه کار به پخش شدن یا نشدن ربنای شجریان داری؟ میگه روزه که نمی گیرم، اگه دغدغه ربنای شجریان دم افطار رو هم نداشته باشم که دیگه پاک کافرم! "

این طنز تلخ اولین واکنش به بحث های هفته گذشته پیرامون اصرار بر پخش صوت ربنای جناب شجریان بود. بحث هایی که بعد از انتشار مصاحبه روزنامه ایران و سپس نقد روزنامه کیهان گرم تر هم شد، اما این گرم شدن - و حتی جایی داغ شدن -  موجب نشد تا راضی به نوشتن درباره این موضوع بشوم. تا امروز عصر ...

امروز خواندن مطلب یکی از دوستان بسیار عزیز و با معرفت مجازی باعث شد تا به نوشتن این چند خط فکر کنم.

به این فکر کنم که بر عکس طنز تلخ فوق ، تمام آنها که دغدغه ربنای شجریان را دارند بی نماز و روزه نیستند، خیلی هاشان اتفاقا تا به حال روزه قضا شده نداشته اند.

به این فکر کنم که بر عکس نظر آن دوست مجازی دیگر بحث سر چند عکس و چند انتقاد و حتی ضدیت سیاسی نیست و یا به قول آن سایت معلوم الحال ، سر یک جنجال انتقام گیرانه به خاطر موفقیت های آفتاب تابان برجام.

بحث خیلی جدی تر از این صحبت هاست. لااقل برای من اینطورست. دوست عزیز مجازی ام امروز حقیقتا بسیار با معرفت این نکته را بیان کرد که " آدم یا معتقد است یا معتقد نیست" . اصل کلام همین است.

من به عنوان یک مسلمان نمی توانم دلم را راضی به این امر نمایم که بعد از ساعت ها روزه داری ، گوش به صدای کسی بسپارم که در برابر دوربین دشمنان اسلام نشسته ست و در توضیح دشمنی اسلام با هنر گفته ست : "این ها هرگز با هنر کنار نمی آیند، هرگز و هرگز. همچنان که در طول 1400 سال با هنر ما کنار نیامدند. باز هم نخواهند آمد".

حال این فرد هر چقدر هم که میخواهد این روزها برای مظلوم نمایی از حرام نبودن موسیقی در اسلام سخنرانی کند، برای من به عنوان یک مسلمان معتقد به اسلام فاقد ارزش و اعتبار است.


اصل نوشت :

گفت چه کار به قاری داری ؟ ببین چه می خواند !

گفتم حکایت مولا و کمیل و قاری قرآن را نشنیدی؟

گفت چطور؟

گفتم مولا در دل شب همراه کمیل از مسجد کوفه خارج شد. از کنار خانه ای می گذشتند که صوت زیبای تلاوت قرآن مردی بر دل کمیل نشست. مرد آیه " أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ ساجِداً وَ قائِماً یَحْذَرُ الْآخِرَهَ وَ یَرْجُوا رَحْمَهَ رَبِّهِ...  (آیا آن کس که شب و روز به کفر و عصیان مشغول است بهتر است) یا آن کس که ساعات شب را به طاعت خدا به سجود و قیام پردازد و از عذاب آخرت ترسان و به رحمت الهی امیدوار است؟...(آیه 9 سوره زمر)" را قرائت می کرد. امام که از دل کمیل آگاه شده بودند فرمودند:"ای کمیل، نغمه و نوای مناجات این مرد، تو را فریب ندهد، چه او از دوزخیان است". کمیل از این مکاشفه و کلام مولا متعجب شد. زمانی گذشت . چون قائله خوارج پیش آمد و امام برای حفظ جان مسلمین با این جماعت وارد جنگ گشت. پس از پایان جنگ امام به جنازه ای اشاره کرد و خطاب به کمیل که در کنار حضرت بود فرمود :"أمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ". اشاره به اینکه یادت هست شبی که با من بودی و صاحبخانه این آیه را می‌خواند؟ این همان شخص است که  تو را مجذوب خود ساخته بود.

۱۱ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۵ ، ۲۳:۲۸
آبجی خانوم (فاطمه ...)