... خُسر ...

کیبورد فرسایی های آبجی خانوم

... خُسر ...

کیبورد فرسایی های آبجی خانوم

... خُسر ...

پرسیدم کجا بودی؟
گفت رفته بودم پیش حاج آقا
من گمان کردم کسی از آقایان را دیده و مشغول بازی و صحبت شده
پرسیدم خب حاج آقا چی می‌گفت؟
گفت: «من دیدم حاج آقا یک کلاهی روی سرش دارد، به او گفتم این کلاه را مادرت برایت درست کرده؟ او هم گفت: بله، گفتم کلاهت را می‌دهی به من؟ گفت: این مال خودم است، لازمش دارم. برای تو یکی دیگر میخرم. من هم گفتم پس اگر میخواهی برای من بخری، صورتی اش را بخر...»
آنجا به این حرف‌های نهال خندیدم
وقتی برگشتیم خانه دوستانم تماس گرفتند و گفتند عکس های نهال در اینترنت منتشر شده که دارد با مقام معظم رهبری صحبت می‌کند و ایشان هم می‌خندند.
آنجا تازه فهمیدم که ماجرای کلاه صورتی جزئیات گفتگوی نهال با ایشان است.
عکس آقا را به نهال نشان دادم و گفتم از این حاج آقا کلاه صورتی خواستی؟ که تایید کرد و دوباره همان ماجرا را برایم تعریف کرد.

*

"اگر مجنون ...
... دل شوریده ای داشت

دل لیلی ...
... از او شوریده تـر بـــی"

تصویر: l1l.ir/751
متن: l1l.ir/7d7

آخرین نظرات
  • ۱۴ آذر ۹۸، ۱۷:۴۳ - قاسم صفایی نژاد
    ان شالله
  • ۱ آذر ۹۸، ۰۱:۴۷ - وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
    چ خبره؟
پیوندهای روزانه

۳۴ مطلب در تیر ۱۳۹۵ ثبت شده است

بچه مایه داری دعا کردن دیگه چه جوریه؟
جور خاصی نیست
فقط دستات رو میبری بالا میخوای دعا کنی
یادت باشه اونی که اون بالاست و حواسش بهت هست خالق از ازل الی الابد هست
این کسایی هم داری واسطه میکنی دردانه های این خالق اند
پس هم زیاد بخواه، هم برای همه بخواه
ظهور، عاقبت بخیری، شهادت، عافیت، نسل طیب و ...
۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۵ ، ۰۰:۲۳
آبجی خانوم (فاطمه ...)

امروز

کاخ سفید : ایران برای دسترسی به بازار های بین المللی ، حمایت از حزب الله را متوقف کند.

.

.

.

14 روز قبل

آقا :

یک‌وقت بین دو دولت سوء تفاهم هست، خب با مذاکره حل میشود؛ یک‌وقت اختلاف سر یک منطقه‌ی ارضی است، مثلاً فرض کنید که این قسمتِ مرز این قدرش مال من است، این قدرش مال تو است، خب این را با مذاکره میتوانند حل کنند، پنجاه پنجاه تمامش کنند؛ اینجا مسئله‌ی پنجاه پنجاه نیست؛ مسئله‌ی اصل موجودیّت جمهوری اسلامی است و با مذاکره حل نمیشود، با رابطه حل نمیشود؛ این تصوّر، تصوّر درستی نیست. آنچه قدرت و استقلال و پیشرفت ناشی از اسلام و منطبق با اسلام در دنیا به‌عنوان یک پدیده به وجود آورده، برای استکبار -مظهر استکبار، آمریکا است- قابل قبول نیست؛ این یک تصوّر غلطی است که ما خیال کنیم حالا میشود بنشینیم با آمریکایی‌ها، بگوییم آقا بیایید یک‌جوری با همدیگر مصالحه کنیم. مصالحه به این است که شما از حرفهای خودتان بگذرید.

من دو سه سال قبل از این در اوایل این قضیّه‌ی مذاکرات هسته‌ای، گفتم آمریکایی‌ها از همین الان به ما بگویند اگر جمهوری اسلامی تا کجا عقب‌نشینی کند، آنها دیگر دشمنی نمیکنند؛ این را بگویند. اگر مسئله‌ی هسته‌ای حل شد، دیگر قضیّه تمام است؟ خب حالا قضیّه‌ی  هسته‌ای حل شده، ببینید تمام است قضیّه؟ قضیّه‌ی موشکها پیش آمد؛ قضیّه‌ی موشکها حل بشود، قضیّه‌ی حقوق بشر است؛ قضیّه‌ی حقوق بشر حل بشود، قضیّه‌ی شورای نگهبان است؛ قضیّه‌ی شورای نگهبان حل بشود، قضیّه‌ی اصل رهبری و ولایت فقیه است؛ قضیّه‌ی ولایت فقیه حل بشود، قضیّه‌ی اصل قانون اساسی و حاکمیّت اسلام است؛ اینها است، دعوا سر چیزهای جزئی نیست. بنابراین این تصوّر، تصوّر غلطی است.

با بنده زیاد صحبت شده و افرادی بوده‌اند از دوستانی که از روی عقیده و علاقه فکر میکردند که این کار میشود، در طول این سالها نشستیم و صحبت کردیم، امّا بعد خود آنها اعتراف کردند - نه پیش من، بلکه‌ در غیاب و در جلسات رسمیِ تصمیم‌گیر - که استدلالی که فلانی میکند جواب ندارد؛ راست هم میگویند؛ استدلالی که بنده در این زمینه میکنم جواب ندارد. در مورد ما که این‌جوری است، در مورد خیلی از کشورهای دیگر هم آمریکایی‌ها سرِ سازگاری ندارند. این را توجّه داشته باشید و بدانید؛ سیاست اساسی آمریکا هضم قدرتها و سیاستهای دنیا در معده‌ی سیاستهای آمریکایی است، این مخصوص ما نیست‌. حالا ما از جهت دشمنی یک خصوصیّتی داریم که با ما یک دشمنی خاصّی وجود دارد امّا حتّی نسبت به کشورهای دیگر هم همین‌جور است. در زمینه‌ی سیاسی این‌جوری است، در زمینه‌ی اقتصادی این‌جوری است، در زمینه‌ی فرهنگی هم‌ این‌جوری است.

پی نوشت :

اصلا بی خیال پی نوشت ...

۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۱ ۰۸ تیر ۹۵ ، ۲۱:۵۷
آبجی خانوم (فاطمه ...)
اذیت و توهین و تمسخر کردن و حرص در آوردن جنس زن چه لذتی داره؟
این چندمین مورد طی 24ساعت گذشته ست که میبینم و به نظرم فقط ناشی از این کوتاهی پدرهاست که جایگاه زن رو توی رفتارهاشون برای فرزندانشون و به ویژه پسرها تبیین نمیکنند.
کم حدیث و روایت داریم برای محبت به دختران، احترام به زنان، جایگاه مادر و ... !
۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۸ تیر ۹۵ ، ۱۷:۰۰
آبجی خانوم (فاطمه ...)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

الَّذینَ یَتَرَبَّصُونَ بِکُمْ فَإِنْ کانَ لَکُمْ فَتْحٌ مِنَ اللَّهِ قالُوا أَ لَمْ نَکُنْ مَعَکُمْ وَ إِنْ کانَ لِلْکافِرینَ نَصیبٌ قالُوا أَ لَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَیْکُمْ وَ نَمْنَعْکُمْ مِنَ الْمُؤْمِنینَ فَاللَّهُ یَحْکُمُ بَیْنَکُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرینَ عَلَی الْمُؤْمِنینَ سَبیلاً

آنان که پیوسته در انتظار حوادث برای شما می نشینند ، پس اگر از جانب خدا برای شما پیروزیی رسید می گویند: مگر ما با شما نبودیم؟ (پس سهم ما را از غنایم بدهید) ، و اگر برای کافران بهره ای (از پیروزی) باشد (به کفار) می گویند: آیا ما (در گفتگو) بر شما چیره نمی شدیم (که عقاید خود را محکم دارید تا پیروز شوید) و آیا در جنگ ها بر شما پیروز نمی شدیم و دست از سرتان برمی داشتیم و شما را از (آسیب) مؤمنان مانع می شدیم؟ (پس ما را در غنیمت شریک سازید) . خداوند در روز قیامت میان شما داوری خواهد کرد ، و هرگز خدا برای کافران راه تسلّطی بر مؤمنان قرار نخواهد داد.

*سوره نساء ، آیه 141

برخی از مفسران گفته اند که از این جمله استفاده می شود که کافران نه تنها از نظر منطق ، بلکه از نظر نظامی و سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و ... بر افراد با ایمان چیره نخواهند شد و اگر پیروزی آنها را بر مسلمانان در میدان های گوناگون با چشم خود می بینیم، به خاطر این است که بسیاری از مسلمانان ، مومنان واقعی نیستند و راه و رسم ایمان و وظایف و مسئولیت ها و رسالت های خویش را به کلی فراموش کرده اند. نه خبری از اتحاد و اخوت اسلامی در میان آنان است و نه جهاد را به معنای واقعی کلمه انجام می دهند و نه علم و آگاهی لازم را - که اسلام کسب آن را از لحظه تولد تا لحظه مرگ بر همه لازم شمرده است - دارند.
*قرآن حکیم به نقل از جلد چهارم تفسیر نمونه

برادران و خواهران عزیز! من این حرف را شاید با کم‌ و زیاد دَه‌ها بار گفته‌ام، باز هم تکرار میکنم: ما هرجا به انقلاب تکیه کردیم، به روحیّه‌ی انقلابی تکیه کردیم، پیش رفتیم؛ هرجا از ارزشها کوتاه آمدیم، انقلاب را ندیده گرفتیم، از این گوشه‌اش زدیم، از آن گوشه‌اش زدیم، تأویل و توجیه کردیم، برای خوشایند عناصر استکبار که دشمنان اصلی اسلام و دشمنان اصلی این نظامند، مدام حرف را جویدیم، حرف را خوردیم، عقب ماندیم؛ قضیّه این‌جوری است. راه پیشرفت ایران اسلامی، احیاء روحیّه‌ی انقلابی و احیاء روحیّه‌ی مجاهدت است. مجاهدت، میدانهای فراوانی دارد؛ البتّه همه‌ی میدانهای مجاهدت هم خطر دارد. شهدای هسته‌ای را ببینید! در میدان علم کار کردند امّا مورد تعرّض دشمن قرار گرفتند؛ این‌ جهاد است. فَضََّلَ اللهُ المُجاهِدینَ عَلَی القاعِدینَ اَجرًا عَظیمًا؛(آیه 95 سوره نساء) خب، اینکه‌ خدای متعال برای مجاهدین فضیلت قائل شده است، برای مجاهدت رتبه قائل شده است، برای همین است.
*امام خامنه ای در دیدار خانواده شهدا ۱۳۹۵/۰۴/۰۵

پی نوشت :
مقایسه این دو خبر با خودتون
1. کارشناس سیاسی فلسطینی در واکنش به از سرگیری روابط ترکیه و رژیم صهیونیستی: خط مذاکره به شکست می انجامد. حزب الله را ببینید. حزب الله با مقاومت توانست اراضی تحت اشغالش را باز پس بگیرید اما فلسطین هنوز درگیر مذاکرات است.
2. روزنامه الکترونیکی امید ایرانیان وابسته به اصلاح طلبان : انزوایی که تحریم‌ها به اقتصاد ایران تحمیل کرده باعث شده موج نوسان‌های بزرگ و کوچک تاثیری برحال و روزش نداشته باشد. شوک خروج انگلیس از اتحادیه اروپا هنوز سایه خود را از سر بازارهای جهانی کم نکرده است.
۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۸ تیر ۹۵ ، ۰۵:۰۱
آبجی خانوم (فاطمه ...)
اینکه جلو ی بچه چهار ساله وانمود کنی اون شعری که داره میخونه رو بلد نیستی خودش ممکنه ی جور امید دادن باشه.
فقط من موندم بعد 22~23 سال چرا این شعره هنوز یادمه ولی اسم اون کتابه رو که دو سال پیش خوندم دو ساعت فکر کردم یادم نیومد!
۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۸ تیر ۹۵ ، ۰۰:۴۸
آبجی خانوم (فاطمه ...)
داشتم با استاد ح... صحبت میکردم سر فضای مجازی.
گفتند الان درک مردم از شبکه های مجازی افزایش پیدا کرده، دیگه میدونند که هر مطلبی رو نباید باور کنند.

اعتراف میکنم این میزان امیدش به درک جامعه رو تحسین میکنم.
حیف که امید قابل خرید و فروش نیست.
۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۵ ، ۲۲:۳۷
آبجی خانوم (فاطمه ...)
استاد ن... در مبحث معرفت میگفت ی حرفی ممکنه در ظاهر زیبا باشه اما برای تاییدش عجله نکنید. ببینید زیر و زبر چیه.
امروز یاد حرفش افتادم.
قرار بود در دوران امید باشیم
امید چیز خوبیه
اما شروعش با اعلام خزانه خالی هست، بود و وسطش با اعلام بحران، حالا با اعلام قهقهرا.
این چه امید دادنی هست؟

پی نوشت:
چه اقدامی! چه عملی!
۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۵ ، ۲۲:۰۶
آبجی خانوم (فاطمه ...)

باور کنید آدمى در زندگى غالباً در اثر مرعوب شدن یا مجذوب شـدن دچار لغزش مى شود. آنان که مى لغزند، یا مرعوب اند، یا مجذوب. به آنکه در برابر عظمت زیبایى و دلربایى چیزى مفتـون شـده و خـود را باختـه، مى گوییم مجذوب. به آنکه در برابـر صـفوت و سـیطره قـدرتى خـود را باخته، مى گوییم مرعوب. آدمى که خود را نبازد بـه ایـن زودى هـا دچـار لغزش نمى شود.

این یک نکته عالى اسلامى است. مسلمان حق نـدارد در برابر هیچ چیز خـود را ببـازد. البتـه او بـه حکـم اینکـه انسـان اسـت از چیزهاى خوب خوشش مىآید؛ امـا خـوش آمـدن یـک مطلـب اسـت، مجذوب شدن و خود باختن و عنان اراده را از کـف دادن مطلـب دیگـر. این دو معمولاً با هم خلط مى شـوند. بـه جـوان، دختـر، پسـر، زن، مـرد، مى گویى در برابر این ظواهر فریبنده حیات ایـنقـدر پـا روى همـه چیـز نگذار؛ مى گوید، مگر من آدم نیستم و دل ندارم؟ این درست؛ بنده هم دل دارم، شما هم دل دارى، اما اراده را نگـه دار و خـوددار بـاش. ببـین ایـن چیزى که تو از آن خوشت مى آید تا چه اندازه برایت سـودمند و تـا چـه اندازه مضر است. ببین اگر سودمند اسـت از چـه راهـى مـى تـوانى آن را به دست بیـاورى؛ از راه حـلال یـا حـرام؟ از راه شـرافتمندانـه یـا از راه غیرشرافتمندانه؟ نکته در اینجاست: خود را نباز.

مسلمان حق ندارد در برابر قدرتها مرعوب باشد ـ هر قدرت انسانى، یـا هر قدرت طبیعىِ بالاتر از آن. معناى نماز آیات همین است. آدمیزاد در موقـع زلزله هاى سخت، خود را مى بازد. متأسفانه ایـن نمـاز را بـد معنـى مـى کننـد. خیال مى کنند اسلام به مسلمانها گفته موقع زلزله و گرفتن ماه و خورشـید و از این قبیل، براى اینکه بلا برطرف شود نماز آیات بخوانند. اصلاً معنـاى نماز آیات این نیست. اگر کسى ذره اى با روایات ما آشنا باشد مـى فهمـد که معناى نماز آیات اصلاً این نیست. معناى نماز آیات ایـن اسـت: بشـر ممکن است در برابر حوادث فـوق العـاده طبیعـى خـود را ببـازد؛ اسـلام مى گوید در این هنگام فوراً بگو: "الله اکبر"؛ یعنى اینها هیچ عظمت ندارد، خود را نباز! اگر تاریخ اسلام را مطالعه کنید مى بینیـد شـعار سـربازان مسـلمان در میدان جنگ "الله اکبر" بود؛ یک مرتبه همه بـا هـم مـى گفتنـد "الله اکبـر"، و پشت دشمن را به لرزه در مى آوردند.

بنابراین، من مسلمانم و نماز را شروع مى کنم:

"الله اکبر"؛ یعنى من نـه مرعوب چیزى هستم، نه مجذوب چیـزى. خـدا از همـه چیـز بـزرگتـر است.

بعد از آن: بسم الله الرحمن الرحیم. شما مى دانید ـ این روزها معمول است و سابقاً نیز معمول بوده ــ کـه وقتى مى خواستند جایى را افتتاح کنند مى گفتند به نام نامى فلانى اینجا را افتتاح مى کنیم. در اسلام این معنا قدغن است. هر کـار بـه نـام خداسـت. تنها خداست که مى شود به نام او کارى را شـروع کـرد، جـایى را افتتـاح کرد، یا بنایى را بنیان گذاشت. مسلمان، همه کارش را تنها به نـام خـداى بخشایشگر مهربان آغاز مى کند.

الحمد الله رب العالمین: ستایش مخصوص خداست؛ خداى جهانیان. تملق و چاپلوسى از عوامـل فسـاد دو جانبـه اسـت. هـم بـراى شـخص متملق فساد روحى و پستى و دنائت مى آورد، هم آن کسى را که دیگـران تملق او را مى گویند گمراه مى کند؛ یعنى فساد دو جانبه دارد. مسـلمان از هیچکس ستایشگرى نمى کند، گرچه قدردانى مى کند؛ مثلاً مى گوید فلانى مردى خدمتگزار است. این، قدردانى و شکر است. انسان باید سپاسـگزار همه کس باشد. شما به من محبتـى مـى کنیـد، مـن نیـز مـى گـویم بسـیار متشکرم. این لازم است. تشکر، یعنى سپاسگزارى در برابـر محبـت شـما. اما اگر شما به من محبتى کنید و من بگویم متشکرم، بعد هم شـروع کـنم براى شما اوصاف حمیده و خصال پسندیده اى را برشمارم که یا هیچ یک از آنها در شما نیست، یا مقدار کمى در شما وجـود دارد ولـى مـن آن را چند برابر بکنم، این عمل ستایشـگرى اسـت. تنهـا موجـودى کـه انسـان مى تواند و شاید و باید که زبان به ستایش او بگشاید خداست، کـه کمـال مطلق است و هر چه درباره او بگوییم باز هـم کـم اسـت. امـا در مـورد انسانها حساب داشته باشید؛ از ایشان قدردانى، تشکر، سپاسگزارى بکنید، ولى ستایشگرى نکنید. حمد و ستایشـگرى مخصـوص خـداى جهانیـان است.

الرحمن الرحیم: خداى مهربان. مالک یوم الدین: خـدایى کـه روز کیفـر و پـاداش دارد(توجـه بـه معاد).

ایاک نعبد و ایاک نستعین: بارالها! ما فقط تو را مى پرستیم و در برابـر هیچکس دیگر حالت پرستش نداریم و کمکهاى غیبى را فقط از تـو مى خواهیم. توجه بفرمایید، ما از همه چیز کمـک مـى گیـریم؛ بـه ایـن معنـى کـه یـا فعالیت مى کنیم، یا معامله مى کنیم. تنها موجودى که از او کمک مى گیـریم اما نه به صورت معامله، خداست ـ و معنى "ایاک نستعین" همـین اسـت. مسلمان چشم طمع به هیچ کس ندارد؛ و گرنه از او استعانتى شـرک آمیـز خواسته است. با دیگران یا به صورت کار و فعالیت روبرو مى شود، یا بـه صورت معامله، توافق و قرارداد. اما توقع کمک هاى آقامنشانه از اشخاص داشتن، نوعى پستى است که به روح بلند مسلمان نشاید. آن روزى که مسلمان کمک آقامنشانه از کسى بخواهد فقط حـق دارد آن را از یک نفر طلب کند؛ آن هم خداست. این گونه کمک خواستن، در منطق یک مسلمان منحصر به خداست.

اهدنا الصراط المستقیم: بارالها! راه راست را به ما بنما. صراط الذین انعمت علیهم: راه مردمى که نعمتت را بـر آنهـا ارزانـى داشتى و از نعمتت برخوردارند. غیر المغضوب علیهم: نه راه آنها که به خشمت گرفتارند؛ ولاالضالین: و نه راهى که گمراهان مى روند. این خواسته هاى اصیل یک مسلمان از خدا در هر نماز اسـت. بعـد از آن نیز مقدارى قرآن مى خواند: بسم االله الرحمن الرحیم. قـل هـواالله احـد؛ بگـو خـدا تنهـا یـک خداست. االله الصمد؛ خداى به تمام معنا کامل؛ خداى کمال مطلق. لم یلد و لم یولد؛ خدایى که نه زاده و نه زاییده شده. و لم یکن له کفواً احد؛ و نه همتایى دارد. نمازگزار وقتى که اینها را مى گوید مفاهیم و تعالیم عالى اسلام را به خـود تلقین مى کند. بعد مى گوید: االله اکبر (البته این ذکـر مسـتحب اسـت)؛ بـه رکوع مى رود و خم مى شود.

توجه کنید! خم شدن یک مسلمان به حالـت رکوع در نماز معنا دارد. معناى آن این است که مسلمان در برابر هیچکس دیگر تعظیم نمى کند. مگر نه اینکه شما وقتى به حالـت رکـوع مـى رویـد مى گویید سبحان ربى العظیم و بحمده؟ پاک باد خداى من که بزرگ است و ستایش از آن اوست. گفتن این جمله چه معنایى دارد؟ یعنى: عظمتى که مرا وادار به تعظیم کردن و خم شدن مى کند مخصوص خداست. پاک باد خدا که من در برابر کسى جز او به حالت تعظیم خم نشوم.

تاریخ اسلام را بخوانید. در موقعى که پیغمبـر (ص) و مسـلمانهـا در مکه گرفتارند و تحت فشار دشمنان قرار دارند و با عده کمى که دارند بر ستى و موجودیت خود مى ترسند، عده اى مسلمان به فرمان پیغمبر، بـراى اینکه مبادا نهال اسلام قبل از بارور شدن در مکـه خشـک شـود، دسـتور مى گیرند به حبشه مهاجرت کنند. هفتاد و چند نفر بتدریج ـ و نه در یـک نوبت ـ به حبشه آمدند. وقتى به حبشه مى آیند، نجاشى پادشاه حبشـه بـه آنان پناه مى دهد. قریش هم یکى دو نفر مـأمور بـا هـدایا و تحـف پـیش نجاشى مى فرستند و در خواست مى کنند که اینان را از خاک خود بیـرون کن و دستور بده به سرزمین پدرى و مادرى و وطن آباء و اجدادى خـود برگردند. نجاشى پاسخ مى دهد که من اینان را ندیده ام، ولى براى چه باید این کار را بکنم؟ مى گویند اینها دین پدر و مادرى، دین آباء و اجـدادى و مقدسات ملى خود را زیر پا گذاشته اند. مىگوید من کـه نمـى دانـم؛ بایـد اینها بیایند تا ببینم حرف حسابشان چیست. قرار مى شود در فلان روز که بار عام است، به چند نفر، یا به همه این عده اى که به عنوان پیروان محمد (ص) به پایتخت حبشه آمده اند، اجـازه بدهند که به حضور نجاشى امپراطور حبشـه بیاینـد. نجاشـى امپراطـورى مسیحى است. به این نکته توجه بفرمایید کـه وقتـى بـه ایـن مسـلمانهـا اطلاع مى دهند، مى گویند همه که برویم فایده ندارد؛ ما دو نفـر از آنهـا را که ارزنده ترند به عنوان نماینده انتخاب مى کنـیم تـا برونـد.

یکـى از آنهـا جعفر بن ابى طالب، برادر على بن ابیطالب ـ علیـه السـلام ــ اسـت. قـرار مى شود این دو نفر بیایند و از حقوق مسلمانان پناهنده به حبشه در برابـر شکایت نمایندگان قریش، در پیشگاه و حضور نجاشى دفاع کننـد. وقتـى جعفر و همراهش مى خواهند به تـالارى کـه نجاشـى در آن روى تخـت نشسته وارد شوند سرشان را راست مى گیرند و وارد مى شـوند. درباریـان نجاشى و مأمورین تشریفات در برابر نجاشى تا زمین خم مى شـوند و بـه آنها مى گویند به خاک بیفتند. اما اینان اصلاً تکـان نمـى خورنـد. بـه آنهـا مى گویند مگر شما وحشى هستید؟ مگر شما آدم نیستید؟ داریـد در برابـر امپراطور حاضر مى شوید! اینان پاسخ مى دهند که اى بیچاره ها! ما اگر قرار بود به خاک بیفتیم اینجا نمى آمدیم؛ ما اینجا آمدیم تا در برابر انسانها بـه خاک نیفتیم. جعفر و همراهش در چنین موقع حساس و خطیرى حاضـر نمى شوند در برابر نجاشى قد خم کنند. بله، این است مسلمان!

مسلمان در برابر هیچکـس تعظـیم نمـى کنـد. مـن حتى به بچه هاى کوچک خودم که گاهى از سر تقلید از دیگران مـى خواهنـد به من یا مادرشان احترام بگذارند و تعظیم کنند گفته ام مبادا حتى در برابر مـن تعظیم کنید؛ در برابر هیچکس تعظیم نکنید. من هم شخصـاً تـاکنون در برابـر هیچکس تعظیم نکرده ام و نخواهم کرد. من مسـلمانم؛ مسـلمان کـه در برابـر کسى تعظیم نمى کند ـ : سبحان ربى العظیم و بحمده.

بعـد برمـىخیـزد و بـه خاک مى افتد. عده اى در برابر بزرگان به خاک مى افتند، امـا مسـلمان در برابـر خدا به خاک مى افتد و مى گوید: سبحان ربى الاعلى و بحمده. اگـر قـرار است عده اى در برابر متوسطین تعظیم کنند و در برابر بزرگترها به خاک افتند، براى من بزرگترینِ بزرگترها (الاعلى) و بالاترینِ بالاها خداسـت. پاک باد خداى بالاتر از همه که من در برابر کسى جز او به خاک بیفتم.

این یک رکعت نماز. حال واقعاً بگویید، اگر مسلمان در هـر روز پـنج بار این تمرین را بکند و این سرود توحید و یکتاپرستى را بخواند چقـدر اثر دارد! حالا توجه مىفرمایید نماز چیست؟ ...

عده اى مى پرسند خیلى ها هستند، نمازشان ترک نمى شود، اما نادرستى هم مى کنند؛ مال مردم را هم مى خورند؛ دروغ هم مى گویند؛ خیانـت هـم مى کنند. پاسخ این اشکال چیست؟ با جواب دادن بـه ایـن مسـأله بحـث امشب را تمام مى کنم. جواب و حل این مطلب این است که بـرادر عزیـز و خواهر عزیز! هر کسى مقدارى کمال و فضیلت و مقدارى هم بى کمالى و بى فضیلتى دارد. کامل مطلق فقط خداست. آن آدمى که مـى بینیـد نمـاز مى خواند اما دروغ هم مى گوید و خیانت هم مى کند، اگر نماز نمى خوانـد از دیوار مردم هم بالا مى رفت. اثر نماز خواندن او این است کـه از بیشـتر شدن فساد او و فاسدتر شدنش تـا حـدودى جلـوگیرى مـى کنـد؛ و ایـن غنیمت است. ما معمولاً به این اثرها توجه نمى کنیم.


پی نوشت :

1. انتخاب یک موضوع از میان حجم مباحث فقهی و قضایی و سیاسی ای که از این شهید بزرگ ، شهید بهشتی به جا مونده واقعا سخت بود. راه درازی در پیش داریم برای شناخت ایشون.

2. دانلود کتاب سرود یکتاپرستی

۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۵ ، ۱۷:۵۰
آبجی خانوم (فاطمه ...)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

بَشِّرِ الْمُنافِقینَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذاباً أَلیماً

الَّذینَ یَتَّخِذُونَ الْکافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ أَ یَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً

وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آیاتِ اللَّهِ یُکْفَرُ بِها وَ یُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّی یَخُوضُوا فی‏ حَدیثٍ غَیْرِهِ إِنَّکُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ إِنَّ اللَّهَ جامِعُ الْمُنافِقینَ وَ الْکافِرینَ فی‏ جَهَنَّمَ جَمیعاً

منافقان را بشارت ده که آنها را (در برزخ و عالم قیامت) عذابی دردناک است.

همان کسانی که کافران را به جای مؤمنان سرپرست و یاور و دوست خود می گیرند، آیا در نزد آنان عزّت و عظمت می طلبند؟ پس (بدانند که) بی تردید همه عزت از آن خداست.
و همانا او بر شما در این کتاب نازل کرده (سوره انعام آیه 68) که چون شنیدید که آیات و نشانه های خداوند را مورد انکار و مسخره قرار می دهند ، با آنان منشینید تا در سخنی دیگر وارد شوند و گرنه شما نیز همانند آنهایید به یقین خداوند منافقان و کافران را همگی در دوزخ گرد خواهد آورد.
سوره نساء ، آیات 138-140
.
.
.
خدایی که دقیقا ده آیه قبل به اونها که در کانون خانواده صلح و صفا کنند و سازگاری کنند بشارت آمرزنده و مهربان بودنش رو میده، برای منافقان چنین وعده قاطعانه ای میده، بشارت عذاب دردناک.
و منافق چه کسی هست؟
اول کسی که دلش با کفار هست. و چه طعنه زیبایی زد خداوند سبحان ، آیا پیش کفار دنبال عزت و بزرگی هستید؟. خدا وکیلی تفسیر و مثال عینی میخواد این آیه؟! بعد میگن جدایی دین از سیاست . میتونید بیاید جداش کنید. قرآن جدید میخواید بیارید؟!
و اما دوم ، کسانی که وقتی خدا و نشانه هاش رو انکار و مسخره می کنند نه تنها سکوت میکنند بلکه جلسه رو هم ترک نمیکنند که این یعنی نشانه ای از تایید حرفشون و سکوت کننده هم مثل اون هاست. با این تفاوت اونی که انکار و مسخره میکنه کافر هست و اونی که با سکوت تایید میکنه منافق، اما جای هر دوشون در یک جاست. این یکی مثال میخواد؟ تو دورهمی ها تو گروه های تلگرام تو همین سایت ها و وبلاگ ها. دیگه هر کی به آنچه کرده و میکنه، به جاهایی که حرف زده و سکوت کرده آگاه تره. چه جاها به خاطر ناراحت میشه، آبرومون میره ، میگن امله ، سکوت کردیم!
اول که صفحه رو باز کردم چند بار آیات رو خوندم و موندم تو حکمتش. من صفحه به صفحه پیش میرم. تقدیرم بر این بوده که این صفحه در سحر شهادت مولا، شب قدر خونده بشه. تقدیرم بوده بر اینکه بعد از روضه ای که تو +مطلب قبل خوندم، پی نوشتی که بهش ارجاع دادم، امشب تلنگر مضاعفی باشه برام.
بارالها
اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم طهر قلبی من النفاق
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

رزق روضه
۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۵ ، ۰۲:۵۳
آبجی خانوم (فاطمه ...)

سروش محلاتی:
امام معصوم هم نمی‌تواند انقلابی بودن را به مردم تحمیل کند

.

.

.

به حساب خودشون در جلسه عمومی، جلوی حاج آقا استوانه نظام شیر میشن و طعنه میزنند به حضرت پدر . قیاس میکنند بین ولی فقیه و امام معصوم ولی راست میگن. اگه مردم شعور درک امام معصوم رو داشتند که نه دست اون نامرد روی صورت و بازوی دختر رسول خدا بلند میشد نه فرق مولا شکافته میشد نه سجاده از زیر پای کریم اهل بیت کشیده میشد نه سر سید الشهدا روی نیزه میرفت و نه هزار هزار داغ دیگه. نفاق و حب دنیای  خواص و عوام جایی برای انقلابی بودن نمیذاره ولو اینکه حتی شخص دختر رسول خدا بیاد تک به تک درب خانه مردم رو بزنه.

لعنة الله علی قوم الظالمین

پی نوشت:

1. + ظَهرت فیکُم حسکَةُ النفاقِ ، در شما خار و خاشاک نفـاق پیـدا شد

2. آن داستان عاشقانه رو باید زودتر بنویسم ...

۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۸:۱۳
آبجی خانوم (فاطمه ...)