... خُسر ...

کیبورد فرسایی های آبجی خانوم

... خُسر ...

کیبورد فرسایی های آبجی خانوم

... خُسر ...

پرسیدم کجا بودی؟
گفت رفته بودم پیش حاج آقا
من گمان کردم کسی از آقایان را دیده و مشغول بازی و صحبت شده
پرسیدم خب حاج آقا چی می‌گفت؟
گفت: «من دیدم حاج آقا یک کلاهی روی سرش دارد، به او گفتم این کلاه را مادرت برایت درست کرده؟ او هم گفت: بله، گفتم کلاهت را می‌دهی به من؟ گفت: این مال خودم است، لازمش دارم. برای تو یکی دیگر میخرم. من هم گفتم پس اگر میخواهی برای من بخری، صورتی اش را بخر...»
آنجا به این حرف‌های نهال خندیدم
وقتی برگشتیم خانه دوستانم تماس گرفتند و گفتند عکس های نهال در اینترنت منتشر شده که دارد با مقام معظم رهبری صحبت می‌کند و ایشان هم می‌خندند.
آنجا تازه فهمیدم که ماجرای کلاه صورتی جزئیات گفتگوی نهال با ایشان است.
عکس آقا را به نهال نشان دادم و گفتم از این حاج آقا کلاه صورتی خواستی؟ که تایید کرد و دوباره همان ماجرا را برایم تعریف کرد.

*

"اگر مجنون ...
... دل شوریده ای داشت

دل لیلی ...
... از او شوریده تـر بـــی"

تصویر: l1l.ir/751
متن: l1l.ir/7d7

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

کاش رسوای عشق باشیم ...

چهارشنبه, ۲ تیر ۱۳۹۵، ۰۴:۴۵ ق.ظ

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

یَوْمَئِذٍ یَوَدُّ الَّذینَ کَفَرُوا وَ عَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّی بِهِمُ الْأَرْضُ وَ لا یَکْتُمُونَ اللَّهَ حَدیثاً

در آن روز کسانی که کفر ورزیده اند و از رسول نافرمانی کرده اند ، آرزو می کنند که: ای کاش با زمین یکسان می شدند. و از خدا هیچ سخنی را [که در دنیا درباره قرآن و پیامبر به باطل و ناروا می گفتند] پوشیده نمی توانند داشت.

سوره نساء ، آیه 42


معنای عصیان بر رسول، نافرمانی از دستورات رسول خداست ،دستوراتی که از مقام ولایت آن جناب صادر می شود و نافرمانی خدای تعالی دراحکام شریعت می باشد و (لو تسوی بهم الارض)  از مردن به معنای باطل الوجود شدن و هیچ و پوچ گشتن است ،نظیر جمله: «و یقول الکافر یا لیتنی کنت ترابا»(نبأ/40)، چون آنها در پیشگاه الهی حاضرند و اعمالشان درنزد خدا آشکار است ،همچنین گواهان اعمال و اعضای بدنشان و ملائکه و نبیین و غیر آنان همه برعلیه آنهاشهادت می دهند ،پس آرزو می کنند ای کاش نیست و نابود می شدند وامر خدا را نافرمانی نمی کردند ،و پیام او را کتمان نمی نمودند.
امیرالمؤمنین علیه ‏السلام در خطبه ‏ای که اوضاع وحشتناک روز قیامت را توصیف می‏کرد فرمود: آن روز بر دهن‏ ها مهر می‏زنند، دیگر کسی سخن نمی‏گوید، بلکه دستها به سخن در می آیند، پاها خود شهادت می‏دهند، پوست‏های بدن سخن می‏گویند، که در دنیا چه کردند، در نتیجه «لا یکتمون الله حدیثا» هیچ کس نمی‏تواند جریانی را از خدای تعالی پنهان بدارد.
ترجمه تفسیر المیزان


پی نوشت :

ترسناکه، خیلی هم ترسناکه.

عظمت یک رعد و برق رو نمیتونیم تحمل کنیم، وقایع قیامت و دفتر اعمال و حساب و کتاب به جای خود.

اما بیشتر از ترس، عاشقانه ست. مخلوق نافرمانی که بندگی و عاشقی نکرده دلش میخواد خاک میشد ولی پیش معبودش رسوا نمیشد.

انگار تازه فهمیده بساط عشق و عاشقی ای هم بوده ولی دیر فهمیده. کاش دیر نفهمیم . کاش تا وقت هست عاشقی کنیم. کاش رسوای عشق باشیم نه رسوای بی وفایی و سرکشی .

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۵/۰۴/۰۲

نظرات  (۲)

۰۲ تیر ۹۵ ، ۰۴:۵۸ پلڪــــ شیشـہ اے
چه قدر سخت و عذاب آوره، این که بعد از اون همه عمری که خدا بهم داده، به سبک اولیاءش و خوبان و مقربان درگاهش، هیچ موقع لذت و طعم شیرین بندگیش رو نچشیدم. بدترین عقوبتی که می تونستم بهش گرفتار بشم. خدایا خودت کمک مون کن.
۰۲ تیر ۹۵ ، ۰۷:۴۱ طاها میرویسی
من یه جوری شدم با خوندن این :(
هنوز به اون عاشقی نرسیدم مث این که :(((

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">