... خُسر ...

کیبورد فرسایی های آبجی خانوم

... خُسر ...

کیبورد فرسایی های آبجی خانوم

... خُسر ...

پرسیدم کجا بودی؟
گفت رفته بودم پیش حاج آقا
من گمان کردم کسی از آقایان را دیده و مشغول بازی و صحبت شده
پرسیدم خب حاج آقا چی می‌گفت؟
گفت: «من دیدم حاج آقا یک کلاهی روی سرش دارد، به او گفتم این کلاه را مادرت برایت درست کرده؟ او هم گفت: بله، گفتم کلاهت را می‌دهی به من؟ گفت: این مال خودم است، لازمش دارم. برای تو یکی دیگر میخرم. من هم گفتم پس اگر میخواهی برای من بخری، صورتی اش را بخر...»
آنجا به این حرف‌های نهال خندیدم
وقتی برگشتیم خانه دوستانم تماس گرفتند و گفتند عکس های نهال در اینترنت منتشر شده که دارد با مقام معظم رهبری صحبت می‌کند و ایشان هم می‌خندند.
آنجا تازه فهمیدم که ماجرای کلاه صورتی جزئیات گفتگوی نهال با ایشان است.
عکس آقا را به نهال نشان دادم و گفتم از این حاج آقا کلاه صورتی خواستی؟ که تایید کرد و دوباره همان ماجرا را برایم تعریف کرد.

*

"اگر مجنون ...
... دل شوریده ای داشت

دل لیلی ...
... از او شوریده تـر بـــی"

تصویر: l1l.ir/751
متن: l1l.ir/7d7

آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۵ آبان ۰۰، ۱۳:۱۵ - دچارِ فیش‌نگار
    :)
  • ۱۵ آبان ۰۰، ۰۹:۲۵ - وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
    عجب
پیوندهای روزانه

۲۵۳ مطلب با موضوع «.............................. من» ثبت شده است

" به طرف میگن تو که روزه نمیگیری ، چه کار به پخش شدن یا نشدن ربنای شجریان داری؟ میگه روزه که نمی گیرم، اگه دغدغه ربنای شجریان دم افطار رو هم نداشته باشم که دیگه پاک کافرم! "

این طنز تلخ اولین واکنش به بحث های هفته گذشته پیرامون اصرار بر پخش صوت ربنای جناب شجریان بود. بحث هایی که بعد از انتشار مصاحبه روزنامه ایران و سپس نقد روزنامه کیهان گرم تر هم شد، اما این گرم شدن - و حتی جایی داغ شدن -  موجب نشد تا راضی به نوشتن درباره این موضوع بشوم. تا امروز عصر ...

امروز خواندن مطلب یکی از دوستان بسیار عزیز و با معرفت مجازی باعث شد تا به نوشتن این چند خط فکر کنم.

به این فکر کنم که بر عکس طنز تلخ فوق ، تمام آنها که دغدغه ربنای شجریان را دارند بی نماز و روزه نیستند، خیلی هاشان اتفاقا تا به حال روزه قضا شده نداشته اند.

به این فکر کنم که بر عکس نظر آن دوست مجازی دیگر بحث سر چند عکس و چند انتقاد و حتی ضدیت سیاسی نیست و یا به قول آن سایت معلوم الحال ، سر یک جنجال انتقام گیرانه به خاطر موفقیت های آفتاب تابان برجام.

بحث خیلی جدی تر از این صحبت هاست. لااقل برای من اینطورست. دوست عزیز مجازی ام امروز حقیقتا بسیار با معرفت این نکته را بیان کرد که " آدم یا معتقد است یا معتقد نیست" . اصل کلام همین است.

من به عنوان یک مسلمان نمی توانم دلم را راضی به این امر نمایم که بعد از ساعت ها روزه داری ، گوش به صدای کسی بسپارم که در برابر دوربین دشمنان اسلام نشسته ست و در توضیح دشمنی اسلام با هنر گفته ست : "این ها هرگز با هنر کنار نمی آیند، هرگز و هرگز. همچنان که در طول 1400 سال با هنر ما کنار نیامدند. باز هم نخواهند آمد".

حال این فرد هر چقدر هم که میخواهد این روزها برای مظلوم نمایی از حرام نبودن موسیقی در اسلام سخنرانی کند، برای من به عنوان یک مسلمان معتقد به اسلام فاقد ارزش و اعتبار است.


اصل نوشت :

گفت چه کار به قاری داری ؟ ببین چه می خواند !

گفتم حکایت مولا و کمیل و قاری قرآن را نشنیدی؟

گفت چطور؟

گفتم مولا در دل شب همراه کمیل از مسجد کوفه خارج شد. از کنار خانه ای می گذشتند که صوت زیبای تلاوت قرآن مردی بر دل کمیل نشست. مرد آیه " أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ ساجِداً وَ قائِماً یَحْذَرُ الْآخِرَهَ وَ یَرْجُوا رَحْمَهَ رَبِّهِ...  (آیا آن کس که شب و روز به کفر و عصیان مشغول است بهتر است) یا آن کس که ساعات شب را به طاعت خدا به سجود و قیام پردازد و از عذاب آخرت ترسان و به رحمت الهی امیدوار است؟...(آیه 9 سوره زمر)" را قرائت می کرد. امام که از دل کمیل آگاه شده بودند فرمودند:"ای کمیل، نغمه و نوای مناجات این مرد، تو را فریب ندهد، چه او از دوزخیان است". کمیل از این مکاشفه و کلام مولا متعجب شد. زمانی گذشت . چون قائله خوارج پیش آمد و امام برای حفظ جان مسلمین با این جماعت وارد جنگ گشت. پس از پایان جنگ امام به جنازه ای اشاره کرد و خطاب به کمیل که در کنار حضرت بود فرمود :"أمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ". اشاره به اینکه یادت هست شبی که با من بودی و صاحبخانه این آیه را می‌خواند؟ این همان شخص است که  تو را مجذوب خود ساخته بود.

۱۱ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۵ ، ۲۳:۲۸
آبجی خانوم

در همین سیاهی هم

گرمی حضور آفتاب را

می شود نفس کشید

می شود هنوز ... می شود!

گرچه شب

پیش چشم ما

ثانیه به ثانیه به روز می شود


* اعتقاد - محمد مهدی سیار


پی نوشت:

بخوان دعای فرج را

دعا اثر دارد ...

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۵ ، ۰۰:۴۹
آبجی خانوم
بنده بسیار از نمایندگان محترم مجلس ، از وزیر محترم صنعت ، از معاون محترم وزیر کشاورزی سپاسگزار و متشکرم.
به واقع امروز با دعوا ، بی برنامگی و یقه چاک دادن تان تمام توصیه های حضرت آقا در هفته گذشته به مسئولین را به نحو احسن به اجرا رساندید.
باور کنید راضی به زحمتتان نبودیم ، آن هم روز اول ماه مبارک با دهان روزه.

پی نوشت :
واقعا پی نوشت لازم دارد ؟!

بعدا نوشت :
خانم الماسی حق داشت با به نام خداوند رنگین کمان آغار کند. مجلس نیست که ، ... است.
۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۸ خرداد ۹۵ ، ۲۲:۳۴
آبجی خانوم

یاللعجب که یک علی و هم زمان معرکه جمل و صفین و نهروان ...

۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۸ خرداد ۹۵ ، ۱۳:۵۹
آبجی خانوم

امروز وقتی از خط خارج شدم اولین حرفی که به مربیم زدم این بود : من خیلی مونده تا تیرانداز بشم.

هر چند که لبخندی زد و گفت "فکر میکنی ، تو فقط یکم تمرکز لازم داری" ولی من به واقع درک کردم که راه دراز و تمرینات زیادی رو باید پشت سر بذارم.

مخصوصا وقتی امروز بعد از چهار سال ماشه کشیدن (حالا نه ممتد ، با فاصله) ، برای اولین بار تونستم خط انحراف ناشی از لرزش لحظه شلیکم رو تشخیص بدم.

من راه درازی در پیش دارم برای قهرمانی ، تلاش تمرین تمرکز.

پی نوشت :

طراحی سه بعدی قبضه والتر چشمم رو بدجور گرفته . احتمالا باید فیبر کربن باشه . مگسکش هم که قابل تنظیم هست، دیگه کاملا جا برای عاشق شدن داره.

۱۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۶ خرداد ۹۵ ، ۱۹:۳۳
آبجی خانوم

۱۵خرداد یک قیام مردمی بود.

علت این قیام هم این بود که در روز عاشورای آن سال که مصادف با سیزدهم خرداد می شد، امام امت حقایق افشا نشده‌ی تا آن روز را با مردم بی واسطه در میان گذاشتند ... حقایقی را بیان کردند که این حقایق، آن‌روز برای خیلی ها حتی دست‌ اندرکاران سیاست، قابل فهم نبود.

اگر حافظه خطا نکرده باشد، جملات امام این‌ ها بود که «اسرائیل می خواهد در ایران قرآن نباشد. اسرائیل می خواهد در ایران روحانیون نباشند. اسرائیل می خواهد در ایران اسلام نباشد.»

آن روز برای خیلی ها این مطلب قابل فهم نبود که اسرائیل کجا، ایران کجا؟ و اسرائیل چه دشمنی با قرآن و با روحانیت دارد آن هم در ایران؟

حساسیت دستگاه در مقابل این مطالب به قدری بود که شب بعد از این سخنرانی، یعنی شب نیمه‌ی خرداد که مصادف با دوازدهم محرم بود، امام را دزدانه، نیمه‌شب از منزل شان در قم ربودند و به تهران آوردند و زندانی کردند. روز نیمه‌ی خرداد مردم به مجرد این‌ که فهمیدند که امام دستگیر و ربوده شده است، بدون این ‌که فرماندهی ای، رهبری ای از سوی شخصیتی، از سوی حزبی، گروهی وجود داشته باشد، به خیابان‌ها ریختند. در تهران، در قم، در شیراز، در مشهد، در بعضی شهرهای دیگر و حتی در بعضی از روستاها در ورامین. و دستگاه جبار که باور نمی کرد نفوذ روحانیت و مرجعیت در این حد باشد، غافلگیر شد و دست به یک عمل تند وحشیانه‌ی حساب نشده زد. مردم را در خیابان‌ها و میدان‌ها به رگبار بستند و آن روزها رقم پانزده هزار شهید در زبان‌ها می گشت.

این قیام یک نقطه‌ی عطف شد. اگر چه عده‌ای را مرعوب کرد، اما خط مبارزه را روشن و واضح کرد. از آن روز حرکت انقلابی مردم ایران که از تقریباً نه ماه قبل از آن یا یک سال قبل از آن به تدریج آغاز شده بود، شکل قطعی و جدی گرفت و این قیام به انقلاب ۲۲ بهمن منتهی شد و در مئال، جمهوری اسلامی را به وجود آورد.

گزارش حادثه به اجمال این است، اما تحلیل حادثه بسیار تحلیل جالب و شیرینی است که باید بنشینند آنها که در متن واقعه بوده‌اند و با چشم تیزبین حوادث را دیده‌اند، شهادت خود را بنویسند تا تاریخ روی ۱۵ خرداد قضاوت کند.

در ۱۵ خرداد سه عنصر وجود داشت. یکی عنصر مردم بود، یکی عنصر رهبر و امام بود و سومی عنصر انگیزه‌ی مذهبی و روح شهادت‌طلبی و فداکاری برای خدا بود. نطفه‌ی انقلاب ما با این سه عنصر بسته شد.

وقتی می گوئیم مردم بوده‌اند، معنایش این است که هیچ یک از احزاب و گروه‌ها و دسته‌جات سیاسی و سردمداران سیاسی و مدعیان مبارزه و مقاومت در این حرکت مردمی کوچکترین نقشی نداشتند. نه آن کسانی که با انگیزه‌ی ملی گرایی حرکت می کردند و نه آن کسانی که با انگیزه‌های مادی و مارکسیستی راه می رفتند و نه حتی آن گروه‌هایی که با انگیزه‌های مذهبی و اسلامی تشکلی داشتند. هیچ کدام در این خیزش عمومی خونین پرشکوه کمترین تأثیری نداشته‌اند. چرا، تأثیر منفی بعضی از گروه‌ها داشتند. فردای ۱۵ خرداد تحلیلگران مادی معتقد به اندیشه‌های خرافی الحادی به کمک دستگاه جبار آن روز رفتند و برای او حادثه را تحلیل کردند. حادثه دینی بود، آن را طبقاتی و اقتصادی و از این قبیل تحلیل کردند و در حقیقت آب به آسیاب دستگاه جبار ریختند. هیچکس به کمک این قیام نیامد جز مردم و جز رهبران دینی مردم.

شکی در این نیست که در حادثه‌ی ۱۵ خرداد و جریان‌هایی که از آن منشعب می شد، جز علمای اسلام، روحانیون مبارز و کسانی که آماده‌ی جانبازی برای اسلام بودند، هیچکس نقش گرداننده نداشت.

۱۵ خرداد گذشت، این سه عنصر در جامعه باقی ماند.

حرکت انقلابی ما با همین سه عنصر که نطفه‌ی اصلی انقلاب ایران را تشکیل مید ادند، به راه خود ادامه داد. در طول این مدت بیشترین کسانی که کار فکری اسلامی و سیاسی می کردند و مردم را برای یک حرکت عظیم عمومی آماده می کردند، علمای اسلامی، طلاب جوان، گویندگان مبارز در سطوح مختلف علمی بودند. دیگران هم در بعضی از قشرها کمتر، در بعضی بیشتر، تلاش‌هایی داشتند، اما آن‌چه به تلاش روحانیون یک امتیاز می بخشید، این بود که آنها با مردم روبرو میشدند و ذهن مردم را آماده می کردند.

اگر این کار مستمر ۱۵ ساله در شهرها، دهات، دورافتاده‌ترین نقاط کشور نمی بود، انقلاب ما در ۲۲ بهمن با پاسخ عمومی ملت روبرو نمی شد. مردم بدون اطلاع و شناخت حرکتی نمی کنند. آن‌ که به این مردم اطلاع و شناخت داده بود در طول پانزده سال، همان پیام‌آوران انقلاب و اندیشه‌ی انقلابی از حوزه‌ی علمیه‌ی مقدسه‌ی قم و بعضی از حوزه‌های دیگر بودند. در طول این مدت امام رهبری کرد و در طول این مدت فکر اسلامی به‌وسیله‌ی همین رُسُل انقلاب پخته شد. در ۲۲ بهمن با آمادگی های سال ۵۶ و ۵۷ این سه عنصر در حد رشد و کمال، انقلاب را به وجود آوردند.

پس انقلاب ما هم یک انقلابی بود که بر مبنای اسلام، امام و امت استوار بود. چون قیام نخستین، اسلامی و مردمی بود، انقلاب هم اسلامی و مردمی شد. و چون انقلاب، اسلامی و مردمی بود، حکومتی هم که بر مبنای آن انقلاب به وجود آمد، اسلامی و مردمی شد؛ یعنی جمهوری اسلامی. و چون رهبرىِ عظیمِ بصیرِ هوشمندانه‌ی متوکلانه‌ی امام امت از آغاز با این انقلاب و قیام همراه بود و او را تغذیه می کرد، در جمهوری اسلامی رهبر آن نقشی را که همه می دانید و لمس می کنید، به خود گرفت.

بنابراین حرکت طبیعىِ قیام ۱۵ خرداد به آن چیزی رسید، به آن واقعیتی منتهی شد که امروز تمام دنیای کفر و الحاد را متوحش کرده است و سردمداران استکبار جهانی را به دفاع از خود واداشته است.

ما امروز مرهون قیام ۱۵ خردادیم. امروز جمهوری ما یک جمهوری به معنای واقعی است. یعنی مردمی است. این را شما می دانید و لمس می کنید، اما من همان دانسته‌ی شما را به زبان می آورم. این برگی از تاریخ است. حقیقتی است که باید آیندگان هم آن را لمس کنند. جمع‌بندی کارهای امروز ملت و دولت این است که جمهوری اسلامی امروز از همه جهت مردمی است، دارای جهاد مردمی است ...

دشمن، یعنی به طور آشکار آمریکا، سلطه‌ های ضد اسلامی دیگر، عوامل داخلی، گروهکها، منافقین و غیرُهِم همه درصدد این هستند که به نحوی این حضور مردمی را از ما بگیرند. ما باید در مقابل آنها بایستیم و این حضور مردمی را حفظ کنیم.
مردمی بودن، راز اصلی انقلاب ماست و همه از بالاترین سطوح کشور تا مردم عادی موظفند این حضور عمومی را حفظ کنند.
۱۳۶۱/۰۳/۱۴

پی نوشت :
متن کامل +سخنرانی تحلیلی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره قیام پانزده خرداد
۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۵ خرداد ۹۵ ، ۱۸:۴۳
آبجی خانوم
امروز بعد از سه سال و نیم، شش ساعت بنشینی پای درس استادی که سراپا مرید مرام معرفتش هستی و درس عشق مزه مزه کنی و بعد آن بیایی بنشینی پای درس حضرت عاشق، آن وقت مگر میشود سر مست نباشی.

+ نمیدانم چرا ولی یاد رجزهای شب عاشورای حبیب بن مظاهر و اهلی من عسل قاسم بن الحسن افتادم. مى عشق ناب ...
۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۴ خرداد ۹۵ ، ۲۱:۵۵
آبجی خانوم
دیروز:
فیلم هنگامه، حامد، اعزام، بچه، قسم جلاله دروغ صالحی، آرامش بازار، امنیت کشور، شهید
دیشب:
خواستگار م... ، جلسه اول، میخوام برم سوریه
امروز:
وسط چهارراه، بنر، سومین سالگرد، بیخود نبود فاطمه اینقدر در نظرم بزرگ شده
امشب:
پیامک وارده: شوهر دوستم از سوریه برگشته، بیمارستان بستریه، امشب حدیث کسا میخونی براش

پی نوشت :
پلو چلوی انقلاب بماند برای شما فرزندان نسبی
فرزندان سببی روح الله تا ظهور مولا وقت سر +سفره نشستن ندارند
۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۹۵ ، ۲۰:۲۶
آبجی خانوم
از خطر غده سرطانی و نامشروع اسرائیل می گویید و هم زمان از کسانی حمایت می کنید که حامیان داخلی شان شعار نه غزه نه لبنان سر دادند و حامیان خارجی شان با لیونی وزیر همان رژیم نامشروع که از قضا دستبند سبز هم بسته است، عکس یادگاری می گیرند.
سید
امام می بیند

بعدا نوشت:
1. حین برنامه نگاه یک
2. +فراموش نمی کنیم
3. +حرف حق!
۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۹۵ ، ۰۰:۴۰
آبجی خانوم


استاد ح ... همیشه می گفت " پرداختن به آدم ها و تیتر کردن خبرهایشان آنها را بزرگ می کند. حواستان باشد آدم ها را قدر خودشان بزرگ کنید" . برای همین شاید اگر حالا بیاید این مطلب را ببیند و عکس های ضمیمه اش را شاید یک اخمی هم بکند.

ولی قضیه بزرگ کردن نیست. هدف هم بوق و کرنا کردن نیست. این یکی کنار باقی انحرافات بازیگرهای زن دیگر اصلا عددی نیست. اما عکس ها را که دیدم رفتم به چهار سال پیش، سر کلاس مدرنیته. استاد ن... از فمنیسم می گفت. تعدادی از دخترها باورشان نمی شد پیشینه و دامنه فمنیسم این قدر گسترده و وقیحانه باشد. توی خیالشان فمنیسم برابری زن و مرد تعریف شده بود و بس. استاد نگاهمان کرد، کتاب روی میزش را برداشت و شروع به خواندن کرد. چند دقیقه بعد بچه ها فقط تقاضا می کردند که استاد دست از خواندن بردارد و من سرم را گذاشته بودم روی دسته صندلی تا یک جوری با حالت تهوع ام کنار بیایم ...

پی نوشت :

قبل از اینکه ادعای فمنیست شدن کنید، کتاب جنگ علیه خانواده ویلیام گاردنر استاد دانشگاه استنفورد آمریکا را یک بار بخوانید.

۱۲ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۲ خرداد ۹۵ ، ۱۴:۵۰
آبجی خانوم